يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
192
سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى )
كرد بخارى آتش گرفت . بعد از رفتن او خبردار شديم چند تير سوخته بود و چقدر خرابى شد . بيزار بودم از پانزده هزار او . يعنى بدانيد كه كرايهء خانه يك تومان و پنج هزار است . بعد به تركان بىبى گفته بود بايد به من يك دانه « يل » « 1 » بدهى . با وجود [ اين ] اوضاعى دارد . حياط دارد با چند اطاق ، همه سفيدكارى . در و پنجره [ با ] شيشهء الوان [ است ] . خانهها همه فرش كرده ، تشكچه و مخده ، پنج دست رختخواب بسته ، نه عدد متكاى پر ، چهار عدد ناز بالش ، طاقچه « 2 » پر از جعبه و آئينه و سماور و سينى و غيره ، رفها پر از ظرف چينى و نقش . . . « 3 » است . دو دهنه كاروانسراى خيلى بزرگ [ و ] باغ و ملك از همه چيز [ دارد ] ، اما از رخت و لباس هيچ ندارد ، با اينهمه اوضاع خيلى گدا صورتاند . شوهر ندارد ، يك پسر دارد [ و ] دو دختر . حالا مىخواهد عروس بياورد . دور نيست كه فردا بگويد رخت عروس را هم بايد شما بدهيد . دو ساعت به غروب مانده برف آرام گرفت . خيلى سرد بود . بخصوص خانهء بزرگ و بىبخارى . چهار ساعت از شب رفته خوابيدم . صبح زود برخاسته نماز خوانده حاضر رفتن شديم . سهشنبه 25 رمضان امروز سهشنبه بيست و پنجم بايد برويم خاتون آباد . در ساعت سه سوار شديم . ديشب گفتم حاجى خان آمدن ما را تلگرافا به وزير نظام اطلاع بدهد . راه امروز هموار است ، امّا كلا سنگلاخ است و آب . كالسكه بسيار تكان مىدهد . دو ساعت به غروب مانده منزل رسيديم . در خانهء رعيتى پائين شديم . بخارى ندارد . منقل را ميان خانه گذاشتهايم ، آن هم دود مىكند . به محض رسيدن مختصر رقعه به پروين الدوله نوشته ، آقا محمد پيشخدمت را به طهران فرستادم . تا امشب كه در خاتون آباد مىباشيم هنوز خبرى از وزير نظاميها نشده . هوا امروز ابر بود ، امّا سرد نبود . شب را هم ابر داشت . شام در دو ساعت و نيم خورده شد ، بعد
--> ( 1 ) يل به معنى كت و نيمتنهء زنانه است كه در قديم مىپوشيدند . ( 2 ) اصل : طاقها ( 3 ) يك كلمه ناخوانا